Codoloper

آموزش برنامه‌نویسی به فارسی

یاد بگیر، پیشرفت کن، بساز.

منبع آموزشی برنامه‌نویسی به زبان فارسی - مستندات، دوره‌ها و مطالب کاربردی برای همه سطوح.

داکیومنت ها:

JavascriptJetpack ComposeHTMLCSSبیشتر
1// برنامه‌نویسی به فارسی
2import { learn } from 'codoloper'
3
4const developer = learn({
5"lang": "فارسی"
6"level": "همه سطوح"
7free: true
8})
240+
صفحه مستندات
6+
زبان ها / فریمورک ها
رایگان
دسترسی کامل
چرا کدلپر؟

ارزش‌های ما

یادگیری برنامه‌نویسی نباید پیچیده باشد - ما مسیر را ساده می‌کنیم.

کیفیت بالا
مطالب آموزشی با بالاترین استانداردها تهیه می‌شوند.
همه سطوح
از مبتدی تا پیشرفته، آموزش برای همه.
نوآوری
روش‌های خلاقانه برای یادگیری بهتر و سریع‌تر.
جامعه پویا
یک جامعه حمایت‌کننده از برنامه‌نویسان فارسی‌زبان.
بروزرسانی روزانه
هر روز محتوای جدید اضافه می‌شود.
دسترسی آزاد
همه محتوا رایگان و در دسترس همه است.
بلاگ

مطالب جدید

تازه‌ترین مطالب آموزشی و خبرهای مرتبط.

OpenAI از GPT-5.6 پرده برداشت، ولی فعلاً همه نمی‌توانند استفاده کنند نوشته شده توسط عرفان دهقانی

OpenAI از GPT-5.6 پرده برداشت، ولی فعلاً همه نمی‌توانند استفاده کنند

تا همین چند روز پیش، GPT-5.5 تازه‌ترین مدل OpenAI بود. حالا نسل بعدی رسیده، اما این‌بار ماجرا فقط سر یک عدد جدید نیست؛ یک تغییر نام‌گذاری و یک محدودیت دسترسی غیرمعمول هم همراهش آمده که شاید جالب‌تر از خود مدل باشد.

OpenAI روز جمعه (۲۶ ژوئن ۲۰۲۶) پیش‌نمایش خانواده‌ی GPT-5.6 را منتشر کرد: سه مدل با نام‌های Sol، Terra و Luna. این اولین‌باری است که OpenAI به‌جای فقط افزایش عدد نسخه، یک نام‌گذاری ماندگار هم برایش گذاشته. طبق توضیح خودشان، از این به بعد عدد نشان‌دهنده‌ی نسل مدل است، و Sol/Terra/Luna رده‌های قابلیت هستند که می‌توانند هرکدام با سرعت خودشان پیش بروند. Sol پرچم‌دار و قوی‌ترین عضو خانواده است، Terra برای کارهای روزمره با تعادل بین قیمت و توان طراحی شده (و طبق ادعای OpenAI عملکردی نزدیک به GPT-5.5 دارد ولی دو برابر ارزان‌تر است)، و Luna ارزان‌ترین و سریع‌ترین گزینه است.

از نظر قابلیت، جایی که بیشترین پیشرفت دیده می‌شود کدنویسی، زیست‌شناسی محاسباتی، و امنیت سایبری است. روی Terminal-Bench 2.1 که گردش‌کارهای پیچیده‌ی خط‌فرمان را می‌سنجد، Sol رکورد جدیدی ثبت کرده. در حوزه‌ی ژنومیک هم روی بنچمارک GeneBench v1 نتیجه‌ی بهتری نسبت به GPT-5.5 گرفته، آن‌هم با مصرف توکن کمتر. یک حالت استدلال جدید به اسم max هم اضافه شده که زمان فکر کردن مدل را به حداکثر می‌رساند، و یک حالت ultra که کار را بین چند ساب‌ایجنت تقسیم می‌کند تا کارهای پیچیده سریع‌تر پیش بروند.

اما نکته‌ای که این مدل را از همه‌ی نسخه‌های قبلی متفاوت می‌کند، توانایی‌اش در امنیت سایبری است؛ و دقیقاً همین چیزی است که باعث محدودیت دسترسی شده.

چرا فقط ۲۰ شرکت می‌توانند استفاده کنند

OpenAI می‌گوید Sol قوی‌ترین مدلشان تا الان در کارهای امنیتی طولانی‌مدت مثل پیدا کردن آسیب‌پذیری و exploit‌نویسی است؛ روی بنچمارک ExploitBench، با حدود یک‌سوم توکن خروجی، عملکردی نزدیک به مدل Mythos Preview آنتروپیک دارد. این سطح از توانایی، در عمل یعنی مدل می‌تواند هم به تیم‌های امنیتی برای پیدا کردن و رفع باگ کمک کند، و هم در دست اشتباه، ابزار حمله باشد.

طبق گزارش Axios، دولت آمریکا از OpenAI خواسته که عرضه‌ی این مدل را محدود کند، دقیقاً همان‌طور که پیش‌تر برای مدل‌های Fable 5 و Mythos 5 آنتروپیک هم اتفاق افتاده بود. در نتیجه، فعلاً فقط حدود ۲۰ شرکت که مشارکتشان مورد تایید دولت بوده، به‌صورت پیش‌نمایش محدود به این مدل دسترسی دارند. خود OpenAI هم در پست رسمی‌اش صریح گفته که این رویکرد را راه‌حل بلندمدت نمی‌داند و آن را موقتی می‌خواند، اما معتقد است این مسیر سریع‌ترین راه برای رسیدن به انتشار عمومی در هفته‌های آینده است.

نکته‌ی فنی‌تر این‌جاست: OpenAI می‌گوید Sol از آستانه‌ی «بحرانی سایبری» تعریف‌شده در Preparedness Framework خودشان رد نشده. در آزمایش‌هایی روی Chromium و Firefox، مدل توانسته باگ و قطعات پایه‌ی یک exploit را پیدا کند، اما نتوانسته به‌طور خودکار یک زنجیره‌ی کامل و قابل‌اجرا بسازد. با این حال، خودشان هم تاکید کرده‌اند که هیچ بنچمارکی نمی‌تواند همه‌ی روش‌های استفاده‌ی واقعی را پیش‌بینی کند؛ برای همین کنار قابلیت بالاتر، سیستم ایمنی چندلایه هم گذاشته‌اند: محدودیت‌های آموزش‌دیده در خود مدل، کلاسیفایرهای بررسی لحظه‌ای خروجی، و بازبینی در سطح حساب کاربری برای رفتارهای مشکوک تکرارشونده.

قیمت و زمان‌بندی

برخلاف رفتار همیشگی OpenAI که مدل جدید را معمولاً مستقیم برای همه باز می‌کند، این‌بار فقط از طریق API و Codex، و فقط برای همان گروه محدود تایید‌شده در دسترس است. خودشان گفته‌اند قصد دارند به‌زودی آن را برای کاربران ChatGPT، Codex و API به‌طور عمومی منتشر کنند.

قیمت‌گذاری هم بر اساس هر یک‌میلیون توکن مشخص شده: Sol پنج دلار ورودی و سی دلار خروجی، Terra دو و نیم دلار ورودی و پانزده دلار خروجی، و Luna یک دلار ورودی و شش دلار خروجی. یک تغییر کوچک ولی کاربردی هم در کشینگ پرامپت آمده: حالا می‌توان نقطه‌ی cache مشخص کرد و حداقل عمر کش به سی دقیقه رسیده، با این تفاوت که نوشتن در کش این‌بار ۱.۲۵ برابر نرخ معمولی ورودی هزینه دارد.

اگر شایعات و گزارش‌های قبل از انتشار رسمی را هم در نظر بگیری (که در روزهای منتهی به این پیش‌نمایش زیاد بودند)، رقابت اصلی روی همین نکته است: آنتروپیک به‌خاطر همان نوع محدودیت دولتی، فعلاً مدل Mythos-tier خودش را در دسترس عموم ندارد، و OpenAI به‌وضوح می‌خواهد از این فاصله استفاده کند. این‌که این محدودیت چقدر طول می‌کشد و چه زمانی Sol، Terra و Luna واقعاً به دست همه می‌رسند، چیزی است که باید منتظرش ماند.

مدل پیش‌فرض چت‌جی‌پی‌تی عوض شد: GPT-5.5 Instant جای GPT-5.3 رو گرفت نوشته شده توسط عرفان دهقانی

مدل پیش‌فرض چت‌جی‌پی‌تی عوض شد: GPT-5.5 Instant جای GPT-5.3 رو گرفت

اگه این چند روز یه سوال ساده از چت‌جی‌پی‌تی پرسیده باشی و جوابش یه‌کم کوتاه‌تر و دقیق‌تر از قبل به نظر رسیده، تخیلاتت دروغ نگفته. OpenAI مدل پیش‌فرض Instant رو از GPT-5.3 به GPT-5.5 تغییر داده، و این یعنی برای صدها میلیون کاربری که هر روز بدون انتخاب مدل خاصی فقط سوال می‌پرسند، تجربه‌ی استفاده عوض شده، چه متوجه باشند چه نباشند.

نکته‌ی اصلی که OpenAI روی آن تاکید دارد، کاهش توهم (hallucination) است. طبق اعلام خودشان، روی پرامپت‌های حساس در حوزه‌هایی مثل پزشکی، حقوق و مالی، تعداد ادعاهای اشتباه مدل ۵۲.۵ درصد کمتر از نسخه‌ی قبلی شده. روی مکالماتی که کاربران قبلاً خودشان به‌خاطر اشتباه فکتی فلگ کرده بودند، این عدد ۳۷.۳ درصد است. این چیزی نیست که فقط روی کاغذ خوب به نظر برسد؛ برای کسی که از چت‌جی‌پی‌تی برای کارهای واقعی استفاده می‌کند، یعنی کمتر مجبور است هر جواب را دوباره چک کند.

در آزمون‌های استاندارد هم پیشرفت محسوس است: روی GPQA (سوالات سطح دکترا در علوم) دقت از ۷۸.۵ به ۸۵.۶ درصد رسیده، روی AIME 2025 (مسائل ریاضی سطح مسابقه) از ۶۵.۴ به ۸۱.۲ درصد، و روی MMMU-Pro که استدلال چندوجهی (تصویر + متن) را می‌سنجد، از ۶۹.۲ به ۷۶ درصد. روی OmniDocBench هم که دقت تشخیص اسناد را اندازه می‌گیرد، نرخ خطا کمتر شده، که برای هرکسی که از این مدل برای خواندن عکس یا اسکن سند استفاده می‌کند خبر خوبی است.

یک چیز که توی نمونه‌های منتشرشده جالب بود این بود که مدل جدید همیشه از همان ابتدا درست جواب نمی‌دهد، اما در مسیر حل مسئله خودش را بیشتر چک می‌کند. در یکی از مثال‌های ریاضی که OpenAI منتشر کرده، هر دو مدل ابتدا یک پاسخ نادرست را تایید می‌کنند، اما GPT-5.5 وقتی متوجه می‌شود جواب با معادله‌ی اصلی جور نیست، برمی‌گردد، اشتباه جبری را پیدا می‌کند، و معادله را درست حل می‌کند؛ در حالی که نسخه‌ی قبلی زودتر تسلیم می‌شود و نتیجه می‌گیرد جوابی وجود ندارد. این دقیقاً همان چیزی است که از یک مدل «بهتر» انتظار داری: نه این‌که هیچ‌وقت اشتباه نکند، بلکه این‌که اشتباهش را خودش پیدا کند.

کم‌حرف‌تر شده، نه کم‌محتوا

OpenAI روی این موضوع هم تاکید زیادی دارد که جواب‌ها کوتاه‌تر و کمتر فرمت‌زده شده‌اند؛ یعنی کمتر بولت‌پوینت، کمتر هدر اضافه، کمتر سوال تکمیلی غیرضروری در انتهای جواب. در یکی از مثال‌های منتشرشده (یک سوال ساده درباره‌ی نحوه‌ی صحبت با یک همکار پرحرف)، پاسخ مدل جدید حدود ۳۰ درصد کوتاه‌تر بوده، بدون این‌که چیزی از کاربردی بودن جواب کم شود. اگر تا الان از طولانی‌شدن بی‌دلیل جواب‌های چت‌جی‌پی‌تی خسته شده بودی، این بخش از آپدیت احتمالاً برایت ملموس‌تر از هر بنچمارکی خواهد بود.

شخصی‌سازی بیشتر، با کنترل بیشتر

بخش دیگری از این به‌روزرسانی به نحوه‌ی استفاده از تاریخچه‌ی مکالمات، فایل‌ها، و در صورت اتصال، جیمیل مربوط می‌شود. مدل جدید سریع‌تر تشخیص می‌دهد که چه زمانی شخصی‌سازی به جواب کمک می‌کند و چه زمانی نه، و چه‌بسا لازم نباشد چیزی را که قبلاً گفته‌ای دوباره تکرار کنی.

همراه این تغییر، یک قابلیت به اسم «منابع حافظه» (memory sources) هم به همه‌ی مدل‌ها اضافه شده: می‌توانی ببینی هر پاسخ شخصی‌سازی‌شده دقیقاً از چه چیزی (مکالمه‌ی قبلی، فایل، یا حافظه‌ی ذخیره‌شده) استفاده کرده، و در صورت نیاز آن را حذف یا اصلاح کنی. این یعنی شخصی‌سازی دیگر یک جعبه‌ی سیاه نیست؛ هرچند OpenAI خودش هم گفته این نمایش هنوز کامل نیست و ممکن است همه‌ی منابعی که واقعاً استفاده شده‌اند را نشان ندهد.

از کی در دسترسه

GPT-5.5 Instant از همین حالا به‌عنوان مدل پیش‌فرض برای همه‌ی کاربران چت‌جی‌پی‌تی فعال شده و در API هم با نام chat-latest در دسترس است. کاربرانی که پلن پولی دارند، تا سه ماه دیگر همچنان می‌توانند از طریق تنظیمات مدل به GPT-5.3 Instant دسترسی داشته باشند، قبل از این‌که این نسخه کاملاً بازنشسته شود.

شخصی‌سازی پیشرفته‌تر (با فایل‌ها و جیمیل) فعلاً برای کاربران Plus و Pro روی وب در حال رول‌اوت است و به‌زودی به موبایل و بقیه‌ی پلن‌ها هم می‌رسد. قابلیت منابع حافظه هم به‌مرور برای همه‌ی پلن‌ها فعال می‌شود، با این تفاوت که سرعت دسترسی ممکن است بسته به منطقه‌ی جغرافیایی فرق کند.

تفاوت React Element، JSX Element و React Node چیست؟ نوشته شده توسط Haleh Nakisa

تفاوت React Element، JSX Element و React Node چیست؟

اگر در حال توسعه پروژه‌های ری‌اکت یا نکست‌جی‌اس با TypeScript هستید، قطعا موقع نوشتن کامپوننت‌ها یا تعریف تمپلیت‌ها، به این سه تایپ (Type) برخوردید: ReactNode ،ReactElement و JSX.Element.

در این مقاله می‌خوایم به زبون ساده و با مثال‌های واقعی بررسی کنیم که این سه مفهوم دقیقاً چی هستن، چه تفاوتی با هم دارن و در چه سناریویی باید از کدومشون استفاده کنیم.
۱. مفهوم React Element:
یک React Element کوچک‌ترین واحد سازنده در یک اپلیکیشن ری‌اکت هستش. از نظر فنی، این تایپ یک شیء (Object) ساده و جاوااسکریپتیه که توصیف می‌کنه یک جزء از پورتال یا UI شما چطور باید به نظر برسه (مثلاً نوعش چیه، چه Propsهایی داره و فرزندانش کدوم هستن).
وقتی شما یک کامپوننت یا تگ HTML رو می‌نویسین، ری‌اکت در پشت صحنه اون رو به یک الگو تبدیل می‌کنه.
چه زمانی تولید می‌شه؟ هر زمانی که تابع React.createElement() فراخوانی شه.
ویژگی مهم: این تایپ نمی‌تونه شامل متن ساده (String)، عدد یا آرایه باشه؛ بلکه فقط و فقط یک آبجکت معتبر ری‌آکتیه.

// این یک ReactElement است
const element: React.ReactElement = <h1>سلام کادولوپر!</h1>; 

// این خطا ایجاد می‌کند چون رشته متنی به تنهایی ReactElement نیست
const invalidElement: React.ReactElement = "Hello World"; // Error!
۲. مفهوم JSX.Element:
JSX.Element و React Element: این دو تقریباً یک چیز هستن! در واقع JSX.Element یک متغیر سراسری (Global) هستش که توسط خود زبان جاوااسکریپت/تایپ‌اسکریپت (درست خارج از هسته ری‌اکت) تعریف میشه تا خروجی سینتکس‌های JSX رو تایپ‌دهی کنه. از نظر ساختاری، JSX.Element چیزی نیست بجز یک اینترفیس که مستقیماً از ReactElement ارث‌بری می‌کنه، اما با این تفاوت که تایپِ فیلدهای props و type اون به صورت پیش‌فرض any در نظر گرفته شده تا منعطف‌تر باشه.
// هر دو خط زیر از نظر عملکردی کاملاً یکسان هستند:
const buttonOne: React.ReactElement = <button>کلیک کنید</button>;
const buttonTwo: JSX.Element = <button>کلیک کنید</button>;
۳. مفهوم React Node:
می‌رسیم به بزرگ‌ترین تایپ در ری‌آکت: React Node.
تایپ ReactNode در واقع یک ابرمجموعه (Superset) هستش؛ یعنی هر چیزی که ری‌آکت توانایی رندر کردن اون رو روی صفحه داشته باشه، زیرمجموعه ReactNode قرار می‌گیره. به تعریف تایپ اون در هسته ری‌آکت نگاه کنید:
type ReactNode = ReactElement | string | number | Iterable<ReactNode> | ReactPortal | boolean | null | undefined;
همون‌طور که می‌بینید، یک ReactNode می‌تونه یک آبجکت ری‌اکتی، یک متن ساده، یک عدد، آرایه‌ای از المان‌ها، یا حتی مقادیر خالی مثل null و undefined باشه.
// تمام موارد زیر به عنوان ReactNode کاملاً معتبر هستند:
const nodeText: React.ReactNode = "یک متن ساده";
const nodeNumber: React.ReactNode = 1405;
const nodeElement: React.ReactNode = <div>یک المان کامپوننت</div>;
const nodeNull: React.ReactNode = null;
کجا از کدوم استفاده کنیم؟
الان که با ماهیت هرکدوم آشنا شدیم، بیاید ببینیم در پروژه‌های واقعی (مخصوصا موقع تعریف ابزارهای کاستوم و پروژه‌های تیمی) بهترین انتخاب کدوم میشه.
سناریوی اول: تعریف فیلد children در کامپوننت‌ها (Best Practice: ReactNode)
اگر در حال ساخت یک کامپوننتِ Wrapper مثل دکمه‌های عمومی، Layout اصلی سایت یا کامپوننت‌های Card هستید که قراره محتوای مختلفی درون خودش جا بده، همیشه از ReactNode استفاده کنید. این کار به بقیه برنامه‌نویسها اجازه میده تا هر چیزی (از متن ساده تا چند تگ تو در تو) رو داخل کامپوننت شما بفرستند:
type LayoutProps = {
  children: React.ReactNode; // بهترین انتخاب برای دریافت هر نوع محتوا
};

export default function Layout({ children }: LayoutProps) {
  return <main className="main-container">{children}</main>;
}
سناریوی دوم: محدود کردن خروجی به تگ‌های ساختاریافته (Best Practice: ReactElement)
تصور کنید در حال ساخت کامپوننتی به نام List هستید و می‌خواید کاربر فقط و فقط تگ‌های <ListItem /> رو به عنوان فرزند ارسال کنه و اجازه نداشته باشه رشته متنی ساده یا عدد خالی بفرسته. در این سناریو، ReactElement انتخاب بهتری هست:
type ListProps = {
  // کاربر نمی‌تواند متن ساده بفرستد، حتماً باید یک کامپوننت یا تگ معتبر باشد
  children: React.ReactElement; 
};
سناریوی سوم: تایپ‌دهی خروجی توابع یا هوک‌های کاستوم (Best Practice: JSX.Element)
اگر متدی نوشتید که وظیفه‌ش تولید و برگردوندن یک قطعه کد HTML یا کامپوننت هستش، تعیین JSX.Element به عنوان تایپ خروجی، خوانایی کد شما رو بالا می‌بره و مشخص می‌کنه که خروجی این تابع یک سینتکس JSX هستش:
const renderStatusIcon = (status: string): JSX.Element => {
  if (status === "success") return <SuccessIcon />;
  return <ErrorIcon />;
};
جمع‌بندی
انتخاب درست بین این سه تایپ، بستگی به میزان سخت‌گیری یا انعطاف‌پذیری لازم در کدهای شما داره. اگر دنبال انعطاف زیاد برای رندر انواع داده‌ها باشید، ReactNode انتخاب خوبیه. اما اگر می‌خواید ساختار رو محدود به آبجکت‌های معتبر طراحی UI کنید، ReactElement و JSX.Element بهترین گزینه‌ها هستن.
شما در پروژه‌های خودتون بیشتر با کدوم‌ از این تایپ‌ها سر و کار دارید؟ تا حالا به خاطر استفاده جابجا از اون‌ها به باگ‌های تایپ‌اسکریپتی خوردید؟ تجربیات خودتون رو در بخش نظرات با ما در میون بذارید!
انواع API ها - REST، GraphQL، gRPC: کدومش رو واقعاً باید انتخاب کنی؟ نوشته شده توسط عرفان دهقانی

انواع API ها - REST، GraphQL، gRPC: کدومش رو واقعاً باید انتخاب کنی؟

یه روز یکی از بچه‌های تیم اومد گفت «بیا کل بک‌اند رو GraphQL کنیم، REST قدیمیه». دو هفته بعد، همون آدم داشت با N+1 query کلنجار می‌رفت و آرزو می‌کرد کاش همون REST قدیمی رو نگه داشته بودیم. این داستان رو احتمالاً قبلاً جایی شنیدی، چون تقریباً هر تیمی یه نسخه از آن را تجربه کرده.

واقعیت این است که هیچ‌کدام از این سه‌تا «بهتر» نیستند؛ هرکدام برای یک نوع درد طراحی شده‌اند.

REST: همون که همه می‌شناسن

REST رو همه به‌خاطر سادگی‌اش دوست دارن. منبع‌محور است: هر URL یک resource را نشان می‌دهد و متدهای HTTP (GET، POST، PUT، DELETE) کاری که می‌خواهی روی آن انجام دهی را مشخص می‌کنند. کتابخانه‌ها همه‌جا هستند، کش کردن با HTTP caching معمولی کار می‌کند، و هر کسی که یک بار با API کار کرده، REST را بدون توضیح زیاد می‌فهمد.

مشکلش از

 همان‌جایی شروع می‌شود که اپلیکیشن‌ها پیچیده‌تر می‌شوند. فرض کن صفحه‌ی پروفایل کاربر را داری که هم اطلاعات کاربر، هم پست‌های اخیرش، هم تعداد فالوورها را نیاز دارد. در REST کلاسیک، این می‌شود سه (یا بیشتر) درخواست جدا، یا یک endpoint سفارشی که فقط برای همین صفحه ساخته‌ای و جای دیگری استفاده نمی‌شود. این پدیده اسم دارد: over-fetching وقتی داده‌ی اضافه می‌گیری، و under-fetching وقتی کم می‌گیری و باید درخواست دوم بزنی.

GET /users/42
GET /users/42/posts?limit=5
GET /users/42/followers/count

برای یک اپ ساده مشکلی نیست. برای یک اپ موبایل با شبکه‌ی ضعیف که هر round-trip اضافه چند صد میلی‌ثانیه هزینه دارد، همین چیزی است که کاربران را اذیت می‌کند.

GraphQL: یک endpoint، دقیقاً همون چیزی که خواستی

GraphQL همین مشکل را حل می‌کند با این ایده که فقط یک endpoint داشته باشی، و کلاینت دقیقاً مشخص کند چه فیلدهایی را می‌خواهد:

query {
  user(id: 42) {
    name
    posts(limit: 5) { title }
    followersCount
  }

یک درخواست، دقیقاً داده‌ای که لازم داری، نه کمتر نه بیشتر. تیم‌های فرانت‌اند معمولاً عاشق این می‌شوند چون دیگر برای هر تغییر کوچک در UI نباید از بک‌اند بخواهند یک endpoint جدید بسازد.

اما این آزادی قیمتی دارد. همان مثال N+1 که اول گفتم: اگر برای هر post بخواهی اطلاعات نویسنده‌اش را هم بگیری، resolver پیش‌فرض می‌تواند به‌ازای هر پست یک کوئری جدا به دیتابیس بزند. ده پست یعنی ده کوئری اضافه. راه‌حلش وجود دارد (مثل DataLoader برای batch کردن)، ولی این یعنی یک لایه‌ی پیچیدگی که در REST اصلاً مجبور نبودی به آن فکر کنی. کش کردن هم سرراست نیست؛ چون همه‌چیز از یک endpoint با متد POST می‌آید، کش‌های HTTP معمولی که برای REST جا افتاده‌اند، اینجا کار نمی‌کنند و باید کش را خودت در سطح اپلیکیشن مدیریت کنی.

gRPC: وقتی سرعت بین سرویس‌ها مهم‌تر از خوانایی است

gRPC داستان متفاوتی دارد. این یکی اصلاً برای مرورگر طراحی نشده (هرچند gRPC-Web هم هست)؛ هدف اصلی‌اش ارتباط بین سرویس‌ها در یک سیستم میکروسرویس است. به‌جای JSON متنی، از Protocol Buffers استفاده می‌کند که باینری و فشرده است، و روی HTTP/2 کار می‌کند که چندین استریم را روی یک کانکشن همزمان می‌برد.

نتیجه‌اش سرعت است؛ هم در حجم داده، هم در latency. قیمتش این است که دیگر نمی‌توانی با مرورگر یا curl ساده پاسخ را بخوانی؛ باید فایل .proto را داشته باشی و کد را generate کنی. برای ارتباط بین دو سرویس داخلی که هیچ‌کدام انسان نیست که مستقیم پاسخ را بخواند، این مشکلی نیست. برای یک API عمومی که توسعه‌دهنده‌های بیرونی باید با آن کار کنند، احتمالاً تجربه‌ی بدتری می‌سازد.

پس کدوم رو انتخاب کنیم؟

اگر یک API عمومی یا نسبتاً ساده می‌سازی که کلاینت‌های مختلف (وب، موبایل، شاید حتی توسعه‌دهنده‌های بیرونی) با آن کار می‌کنند و نیازهای داده‌ای‌شان شبیه هم است، REST هنوز انتخاب امن‌تری است. کسی که برای اولین‌بار با API‌ات روبه‌رو می‌شود، سریع‌تر می‌فهمدش.

اگر چند کلاینت با نیازهای داده‌ای خیلی متفاوت داری (مثلاً اپ موبایل که می‌خواهد کمترین داده ممکن را بگیرد، و داشبورد ادمین که می‌خواهد همه‌چیز را یک‌جا ببیند)، GraphQL این مشکل را با هزینه‌ی پیچیدگی بیشتر در بک‌اند حل می‌کند. فقط حواست به N+1 باشد.

و اگر صحبت از ارتباط داخلی بین سرویس‌هاست، جایی که سرعت مهم‌تر از قابل‌خواندن‌بودن است، gRPC معمولاً برنده است.

نکته‌ی آخر: هیچ قانونی نمی‌گوید باید فقط یکی را انتخاب کنی. خیلی از سیستم‌های واقعی، REST را برای API عمومی نگه می‌دارند و gRPC را برای ارتباط داخلی بین سرویس‌ها به کار می‌برند. انتخاب درست همیشه یکی نیست؛ گاهی سه‌تاست، هر کدام جایی که واقعاً مزیت دارد.